چگونگی ساخت اهرام مصر

چگونگی ساخت اهرام مصر

اهرام مصر :
عهد دودمان سوم مصر معمار نابغه ای به نام ایم حوتپ Imhotep برای فرعون مصر، زوسر «جوزر»  (حدود ٢٦٤٩ - ٢٦٦٣ ق م) مجتمع عظیمی در سقاره، و گورستان گروهی نزدیک تختگاه مصر؛ ممفیس می سازد. افزون بر این، هرمی پله پله از سنگ بنا ساخت م مرقد و تأسیسات جانبی دیگری در اطراف هرم بدان افزود. هرم عظیم زوسر که به منظور حفاظت از جسد فرعون مصر بنا گردید؛ کهن ترین اثر  معماری باقی مانده از مصر باستان است. این معماری خود الگویی گشت تا آیندگان به تقلید و تبعیت از آن، دست به کار ساختمانی عظیمی بزنند که یکی از عجایب هفتگانه جهان شناخته شود.
معماری پادشاهی کهن، اهداف و انگیزه های آن دست مایه ای گردید تا مورخان و باستان شناسان بر این دوره پانصدساله و شرایط و اوضاع اجتماعی آن را بر مبنای بناهایی که به هر صورت از سنگ آهک و گرانیت در مقیاس بزرگ برای ساختن ساختمان ها در مقبره ها به کار می رفت، شناسایی کنند.
جالب اینکه در این دوره ، معابدی شبیه آنچه در دودمان یکم و دوم
پادشاهی متداول بود، به ندرت ساخته می شد .
به طوریکه اشاره شد، در پایان دودمان سوم پادشاهی، ساختن اهرام آغاز و به تدریج گسترش پیدا کرد. اما کمال حشمت این معماری تنها مدیون دودمان چهارم پادشاهی است که در آن عهد احداث چنین آرامگاه های پادشاهی با عظمت و پرشکوه، رونقی فراوان یافت.
ساخت اهرام مهمترین و اصلی ترین سازندگی این دوره را تشکیل می دهد؛ این معماری بدیع خود موجد تحولی شگرف گردید و تمدن و فرهنگ فراعنه به یک شکوفایی بی نظیر دست یافت؛ به گونه ای که مشعل هدایتی برای صنعتگران مصری برای یک دوره سه هزار ساله بعدی شد. اهرام مصر نمایانگر اوج دستاوردهای فنی، معماری، طراحی و تزیینات است که تنها در سایه یک سازمانبندی منظم، استادکارانی بی نظیر و هنرمندانی با انگیزه های قوی، و مهم تر از همه امنیت کافی و ثروتی کلان امکان پذیر بود. دوره دودمان چهارم پادشاهی اندکی افزون بر یک سده دوام آورد (٢٤٩٨-٢٦١٣پ م) و شش پادشاه از این دودمان بر مصر فرمانروایی کردند.
هرم غول پيكر مصر از قديمي ترين عجايب هفتگانه است البته اين تنها بنايي است كه در ميان عجايب هفتگانه تا به امروز باقي مانده است.
زماني كه اين هرم ساخته شد بلندترين ساختمان جهان در آن زمان محسوب مي شدواين رتبه را تا ٤٠٠٠ سال حفظ كرد.
پادشاهان مصر باستان را فراعنه مي ناميدند.يكي از اين پادشاهان خفو بود. در حدود ٢٥٨٠سال قبل از ميلاد مسيح اين هرم بزرگ را براي محل دفن ياهمان  آرامگاه فرعون ساخته اند.
خفو همان فرمانروايي است كه يوناني ها اوراخئوپس مي ناميدند.
وپس از مدتي پسر ونوه ي خفو نيز براي خود هرم هايي را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت اين سه هرم چند هرم كوچك نيز بنا شده اند كه اين هرم ها مطعلق به درباريان وملكه ها بوده است.
مصريان باستان اعتقاد داشته اند كه انسان پس از مرگ دوباره زنده مي شود وبه همين خاطر در اطراف جسد موميايي شده ي مردگان خود موادغذايي ووسايل دفايي و... رابه همراه آن ها دفن مي كردن واهرام مصر نيز براي حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ي ديگر ساخته شده است.
اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشكيل شده است كه دركنار آنها هرم هاي كوچكي نيز وجود دارند.وقتي ما اهرام مصر را از نزديك مي بينيم هرم وسطي از همه بزرگتر به نظر مي رسد ولي اين اشتباه است زيرا كه هرم وسط چون روي زمين مرتفع تري بنا شده است بزرگ تر به نظر مي رسد.ولي در اصل هرم خفو كه سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است .
هرم ها درگورستاني قديمي در جيزه واقع شده اند. گروهي از باستان شناسان عقيده دارند كه ٠٠٠/١٠٠ كارگر به مدت بيست وسه سال كاركردند ودر اين هرم بيش از دومليون نيم سنگ به كار رفته كه وزن آن ها از٥/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا كرده اند. يكي از طريقه هايي كه احتمال دارد مصريان باستان سنگ هاي غول پيكر را حمل مي كردند شيوه ي غلطاندن و بلند كردن است
يكي از دانشمندان اتريشي به نام آقاي پروفسر دكتر اسكارريدل براي اين معما راه حلي پيشنهاد كرده است او مي گويد كه مصريان براي حمل اين سنگ ها دور هم جمع مي شدند و با نيروي خود و به وسي له ي اهرم هايي اين سنگ ها را مي غلتاندندودر اين باره نظر هاي بسياري وجود دارد بعضي از باستان شناسان عقيده دارند كه اين سنگ ها را با استفاده از سطوح شيبدار ماسه اي به بالاي هرم ها مي بردند.
وعده اي از باستان شناسان عقيده دارند كه مصريان از داروهاي نيروزاي قوي استفاده مي كردند وبه وسيله ي آنها اين سنگ ها را به بالا مي بردند.
اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماري وموقعيت جغرافيايي در محل مناسبي قرار دارد.
-هرم به گونه اي ساخته شده است كه به چهار جهت اصلي مشرف است.
-خط مداري كه از روي جيزه مي گذرد دقيقا خشكي ها وآب هاي روي كره ي زمين را دقيقا نصف مي كندوهرم در چنين نقطه اي از نصف النهار ساخته شده است.
-فاصله ي ميان مركز زمين تا هرم كاملا برابر است.
-اندازه ي سطحي چهارجانبي حرم دقيقا برابراست با ارتفاع هرم.
-نوك هرم بزرگ دقيقا شمال واطرافش نيز طول استوا را تمثيل مي نمايند.
تمامي اين محاسبات بيان گر آن است كه اهرام مصر با اندازگيري هاي دقيق رياضي ونجومي همراه است كه نشان مي دهد درآن زمان مصريان از نظر معماري بسيار پيشرفته بوده اند .
سنگ هايي كه دراين هرم به كار رفته است از خود كشور مصر گرفته نشده اند وطبق نظر بعضي از كارشناسان وباستان شناسان سنگ ها به مدت ده سال توسط كارگران حمل مي شده است وبعد از ده سال تازه به محل بناي اهرام مصر آورده شدند هنوز هيچ كس نمي داند كه اين سنگ ها مطعلق به چه كشوري است و يا مهندس يا معمار اهرام مصر چه كسي بوده است واز چه شيوه اي استفاده شده است.
نكته اي كه بايد دراينجا به آن اشاره كرد اين است كه كارگران اهرام مصربر اثاث ياداشت هاي هردوت گويا درعرض بيست سال متمادي حدود صد هزار كارگر در ساخت اهرام مشغول بودند. جالب اينكه هر
كارگر روزانه به اندازه ي يكصد گرم پياز مصرف مي كرده اند با اين حساب مشخص مي گردد كه هر روز براي تامين غذاي يكصدهزار كارگر معادل ده هزار كيلو پياز نياز بوده است. اين رقم در ده روز به يكصد هزار كيلو مي رسد.
(يكصدتن )ومسلما در ماه نيز به سيصد تن مي رسد . بااين محاسبه مشخص است كه درعرض شش ماه كار متوالي حدود هزاروهشتصدتن پياز مصرف شده است.
باتوجه به آن كه درآن زمان پياز ها را با چه زحمات وسختي اي از اقصي نقاط جهان وارد مصر مي كردند البته ما بايد نياز خود مردم مصر رانيز به اين ميزان بيفزاييم. اساس ارزيابي متر مكعب به اندازه ي فاصله ي ميان خورشيد وآلفا قنطوريس بوده واگر ميزان گازهاي حاصل از مصرف پياز را كه مردمان آن زمان دفع مي كردند حساب كنيم به اندازه ي ميزان پارگي به اندازه ي از بين رفتن لايه ي ازن اطراف كره ي زمين است.

مجسمه ي ابولهل :
يكي از آثار بسيار زيبايي كه در روبه روي هرم بزرگ قرار دارد مجسمه ي ابولهل است اين مجسمه از لحاظ معماري بسيار زيبا مي باشد و طبق مدارك به دست آمده اين مجسمه وظيفه ي محافظت از اهرام مصر وقبر خفو را دارد.
فرعون به خاك سپرده مي شود :
مصريان قديم مي پنداشتند كه وقتي كسي مي ميرد بايد از بدن او نگهداري كرد تا روحش بتواند به زندگي پس از مرگ ادامه دهد. ازهمين رو اندام هاي داخلي بدن مردگان مانند قلب وكليه و كبدو... را از بدن خارج مي كردند وآن را با روشي مخصوص به نمك آغشته مي كردند. سپس بدن را با پارچه هاي كتاني نوار پيچ مي كردند بدين ترتيب بدن مرده موميايي مي شد. عاقبت شده به همراه لباس و غذا و وسايل دفايي مورد نياز او به خاك سپرده مي شود.يال هرم خفو ٢٣٠متراست ومساحت قاعده ي آن بزرگتر از مساحت نه زمين فوتبال است.
بعد از كشف جسد خفو در زير هرم او يك كشتي پيدا شد كه براي رد شدن خفو از رود نيل قرارداده شده بود.
بعد از خفو نيز فراعنه اي روي كار آمدند مانند: منقرع (نوه ي خفو).خفرع (پسرخفو)كفرع (پسرخفو).
 

انکار مصالح و غلبه فرم

انکار مصالح ،غلبه فرم (قسمت اول)

در نگاه نخستين آنچه معماري را بيان مي کند شکلي است که توسط مصالحي خاص پديد آمده است در سنت معماري ايراني همواره تسلط شکل بر جنس مصالح به گونه اي است در برابر آن چاره جز انکار مصالح باقي نمي ماند



در نگاه نخستين آنچه معماري را بيان مي کند شکلي است که توسط مصالحي خاص پديد آمده است در سنت معماري ايراني همواره تسلط شکل بر جنس مصالح به گونه اي است در برابر آن چاره جز انکار مصالح باقي نمي ماند هنگامي که وارد مسجد شيخ لطف الله مي شويم آنچه بيش و پيش از هر چيز به نظر مي رسد شکل و نقش است و اصلا اينکه اين شکل ها و نقش ها از چه ساخته شده اند گاهي فراموش مي شود البته شايد در اين ميان جداره هاي شهري از اين قاعده جدا باشند جداره هايي که اغلب به صورت يکنواخت گاه از آجر و گاه از کاهگل پوشيده شده اند و پيراهني هماهنگ را بر تن شهر پوشانيده اند.
 
 در نقطه رو به رو و به شکل مشخص بعد از تحولات تکنولوژیکی دوران انقلاب صنعتی در اروپا ،نقش مصالح در شکل دهی به ماهیت ساختمان به شکل بسیار گسترده ای تغییر کرد و در حقیقت نقش اصلی را در شکل بخشی به ساختمان مصالح بر عهده گرفت.بی تردید بدون حضور بتن به عنوان مصاح ساختمانی لوکوربوزیه از خلق بسیاری ازشاهکارهای خویش باز می ماند.
 
 اما جدا از نقش جدی مصالح در دیگر سازی سازه و تکنیک ساخت و ساز تاثیر مصالح در شکل بخشی به پوسته بنا ها نیز انکار ناپذیر است ، علی رغم حضور محدود مصالح در معماری ایرانی که عمدتا در عناصری نظیر خاک ، گچ، آجرو سنگ خلاصه می شود شکل ها و نقش ها و گاهی نیز رنگها بسیار گسترده و متنوع است وازدحام نقش و رنگ و شکل چنان گسترده و گوناگون است که در اغلب مواقع به سمت انکار مصالح پیش می رود ، به عنوان نمونه خانه عامریها درکاشان دارای پنج حیاط است که پوشش نمای تمام حیاط ها گل و گچ است اما به راستی تنوع نقش و شکل و رنگ به گونه ای است که اصلا نمی توان در نظر نخست و با اطمینان گفت که تمام این بنا ها با جنس خاصی از مصالح پوشیده شده اند .
 
 حالا تصور کنیم صورت مسأله جدیدی پیش رو داریم که به گونه ای متفاوت در حال رونمایی است ، شکلی از حضور جدید مصالح نوین درمیان شکل های قدیمی و چگونگی این رونمایی . در سده اخیر و به موازات حضور مصالح و تکنولوژی جدید ساختمان در صورت شهر های ما نیز تغییراتی از این دوگانگی حاصل شد اما آنچه در اصل رخ داد شتابزدگی در استفاده از این تکنولوژی و مصالح ِ نوآمده بود ؛ شکل های ناهمگون ، فضاهای نا هماهنگ .
 
 ادامه دارد ...

 

با تشکر از   razigar   ومعماران


 

نورمن فاستر    

  مروری اجمالی بر زندگی حرفه ای نورمن فاستر   


   

1935   نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد .

1953  پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حين خدمت در نيروی هوايی ، در زمينه مهندسی الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتی در مورد هواپيما کسب کرد . در نهايت ، به دليل علاقه به هولپيماهای گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد .

1955  پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .

1956  با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رويکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با اين حال ، در اين سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمينه ی فنون ترسيم و ارائه به دست آورد .

1959  در اين سال يکی از ترسيم های او به عنوان يک کار درسی ، موفق به دريافت مدال نقره ای RIBA شد .

1961  او در اين سال ديپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دريافت کرد . در همطن زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر اين ، با قبولی در بورسيه ی تحصيلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشيپ هنری نايل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ييل به آمريکا رفت . وی در آنجا تحت تاثير پل رادولف ، سرج چرمایف و وين سنت اسکالی قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدريس می کرد ) ملاقات کرد .

1962  فاستر مدرک فوق ليسانس معماری را با موفقيت دريآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ايالات متحده تا کاليفرنیا آغاز کرد و در اين سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسی و دنبال کرد .

1963  پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ريچارد راجرز ، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد . ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ريچارد راجرز ، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چيزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثير چندانی بر رابطه آنها نداشت .

1964  در اين سال با وندی چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است .

1966  در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد .

1967  فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . اين ساختمان ، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا اين گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ايجاد يک مرکز برای طراحی و تحقيقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسيس کردند . در اين دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت .

1968  در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ريچارد باکمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثير عميقی در انديشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنايی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايی ( يعنی سال 1983 ) ادامه داشت .

1971  در اين ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خيابان فيتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحی داخلی اين دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمايش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد .

1974  فاستر به عنوان نايب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايی برای اين کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای ديگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد .

1975  در اين سال ، ساخت دفترهای شرکت بيمه ويليس ، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند .

1978  ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند ديگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد .

1979  در اين سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملی ديگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی اين بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده ، اجرای اين پروژه به شرکت وی واگذار شد .

1980  فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايی در آمد ، علاوه بر اين ، در همين سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بيست و چهارم ژوئن نيز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جيمز استرلين سخنرانی کرد .

1981  در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين ، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد . در همين زمان ، معماری او در يکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت .

1982  در اين سال ، دفتر آنها به خيابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد . همچنين به عنوان يکی از اعضای هيئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد .

1983  در اين سال ، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دريافت نمود . اين مدال ، جايزه بين الملی ارزشمندی است که در سال 1848 ، ملکه ويکتوريا برای پيشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم  اهدا این جايزه ، با کمينيستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری يک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد . اين مرکز در مقابل کليسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .

1984  در مسابقه محدودی که شورای شهر نايمز برای طراحی يک مدياتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همين سال اتحاديه ی بين المللی معماران ، جايزه آگوست پره را به وی اهدا کرد .

1986  دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر اين ، وی در مراسم بازگشايی بنایيادبود اريک ليونز در RIBA سخنرانی کرد. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ) . وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است .

1988  ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد . یکی از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه های ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است .

1989  اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 "

، يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود .

1990  سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی ، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزديکی رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بايگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس ، همگی زير سقف گرد آمده اند .

1991  دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز ، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد .

1992  دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس .

1993  وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايی در شهر های برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد .

پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد . اين پروژه به دليل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتی تاخير انجام شد . ولی اين مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی اين مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمريکايی نيز ، در همين سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود

 

با تشکر از معماران

ديدگاه شرق به معماري

 

fehrest page

ديدگاه شرق به معماري


معماري مفهوم تبلور موجوديت نياز انسان در حرمت امنيت است.
انسان نيازمند و انسان بي نياز بحث ايجاد و چگونگي فضاهاي معماري مي نمايند.
نياز انسان به ابزار جهت راحت تن، مفهوم تمدن است، ابزار و چگونگي عادات قومي تلقين اشكال را مي دهد.
قبل از اين كه به اين عادات توجه نماييم، بايد انسان را مدنظر قرار بدهيم، انديشه شرق و تربيت اصيل شرقي كه از اشرافيت خاص آدمي برخوردار است، انسان و زواياي مخفي او را شايد بيشتر از ديگر اقوام به ميدان نفوذ و شناخت آورده است، آنچنان كه براي هر حركت و رفتاري نامگذاري نموده و هم چنان كه روشن است هنگامي نامگذاري مي گردد كه آن فعل و يا واقعيت رفتاري حداقل براي گروهي معين روشن باشد تا در كلام جهت ناصواب را بخود نگيرد تا شنونده در تداعي ها سرگردان نگردد، بلكه اعلام تجربه مشابه باشد و هادي به درك حقيقي موضوع گردد.
اين گونه شناخت از دقت و توجه والايي برخوردار بوده و نشانه آنست كه تا چه اندازه متفكرين شرقي در گذشته رفتارهاي انساني را مورد توجه داشتند و آن را با چه دقتي مورد بررسي و تحليل و تجزيه قرار داده اند.
واقعيت اين است كه آدمي بر اساس آنچه كه معتقد است رفتار مي كند نه به آنچه كه نمود به كلامي مي نمايد. غزالي در اين مورد توجه شاياني نموده و بررسي او باور انديشه است.
عوامل مؤثر در رفتار آدمي در اين محدوده فارغ از بررسي و اعلام است اما نه اين كه مورد بررسي قرار نگرفته باشد. اين مطلب خود يك شاخه علمي است، و داراي نظريه هاي فراواني مي باشد كه بعضي از آن مورد توافق بوده و بعضي ديگر از آنها در بوته آزمايش قرار گرفته است و تعدادي از آن هم مورد اختلاف است. به هر حال، زماني تحت عنوان ريشه رفتار به نام روانشناسي و زمان به عنوان رفتار شناسي و ديگر عناويني كه به خود اختصاص داده، شناخته شده بود، مثلا": رفتار گروهي در علم جامعه شناسي مطرح مي گردد و مسايل آن مورد توجه است.
اين مقدمه كوتاه براي مطرح نمودن اين موضوع است، كه معماري لباس رفتار فردي و گروهي يا قومي است، و نياز مشترك شناخته شده گروهي يا قومي عنوان فرهنگ را دارد. يا به زبان ديگر فرهنگ، كردار يك قوم است. داد و ستد باورها بين اقوام به هر گونه كه باشد، اگر مؤثر واقع گردد باعث تغيير كردار قوم مي گردد، كه نمود آن تغيير فرهنگ است. اگر اين تغييرات براي توسعه انسان باشد مثبت بوده و اگر تأثير آن جهت نزول نفس باشد، منفي است. اين عوامل خود موضوع بحث روز است، البته بهتر است كه شخص با ارزشهاي محدود خويش حكم به كليت ندهد، مطلب اين است، كه محك و مقياس مورد نظر حداقل واقع بينانه باشد، تا عناوين مورد بحث با آن ارزيابي گردد. نظر از واقع بين بودن اين است كه سليقه شخصي يا ارزشهاي محدود فردي، عامل ارزش گذاري نگردد، زيرا كه ارزشهاي محدود متأثر از فرد محدود نمي تواند كه حكم كلي نامحدود در جهان فيزيك (ناسوت) را داشته باشد.
نظر از اين مطلب نه اين است كه انسان را از محدوده قضاوت خارج كنيم، نه، بلكه يادآور مي گردد، مطلب شناخت رديف ارزشهاي دو انسان است، يكي بي نياز (انسان كامل و مكمل) ديگري همه نياز، يكي در آرامش مطلق، ديگري متردد در باربري نظرات، هر دوي اين انسان صاحب نظر و قضاوت است، فرق مطلب اين دو انسان در ماندگاري كمي و كيفي است، حكم يا نظر اولي در بي زماني است، و تغييرات در مباحث او راهي ندارد (اصل علم)، ديگري مدت ماندگاري نظراتش يا حكمش به ساعت است، يعني خود عين تغييرات است، يا به زبان ديگر پايه ثابتي براي اظهار نظر ندارد.
حال اگر پذيرفته شده باشد، كه معماري لباس متجسد اين رفتار ها است، بدون ترديد، بايد مفهوم اصالت معماري را در اصالت انسان ها جستجو كرد، و اين انسان شاخص است كه شخصيت او در مفهوم علم، عامل شده و به لباس قومي خود اصالت مي بخشد. اقوام يا اجتماع انساني هميشه متأثر از وجود ارزشمند اين گونه شخصيتهاي بارز بوده است. شاهد و شاخص مطلب، وجود ارزشمند انبياء و اولياء است كه سنتهاي رفتاري و نظام حقوقي شرق و غرب متأثر از وجود ارزشمند آنهاست. زيرا وجودشان، كاشف روابط نظام حيات بوده و آن را به صورت هديه براي تعالي، با عناوين به بشريت عرضه نمودند، و آن بدون كم و كاست است، چون كشف بدون تعلق من مي باشد، لذا آن عين وجود است، خلاصه كلام اين كه وجود از قوانين خودش پاسداري مي كند، زيرا كه اين چنين برپا است. پس بايد ابدي باقي بماند. از آنجايي كه وجود لايتناهي است، عناوين ارايه شده مجرد اين كاشفان همت بلند، در بيان وجود، در حد درك اجتماع بوده، كه رابطه مستقيم به شناخت و نفوذ آن جامعه در قوانين وجود دارد. لذا آن بيان مجرد نسبت به اين رابطه جلوه هاي گوناگون مي نمايد، در حالي كه موضوع يكي بيشتر نيست.
حال بايد عنايت به مفاهيم، لباس و رنگارنگ نام از ميان محو گرديده، و اصول هميشه پايدار حقيقت نمودار مي گردد.
پس از اين مقدمه كوتاه، مي توان گفت كه شرف معماري بي اغراق بيان شرف انساني است كه خلاصه اي از آن در اين تأمل ارايه شد.
پس معماري فقط ايجاد يك اطاق ساده يا مكعب نيست، بلكه گاهي با حفظ توجه، مي توان يك اطاق ساده و بي پيرايه را ملاحظه داشت، كه عظمت حيات در آن زاويه در عشق ابدي و ازلي بايزيد بسطامي ملاحظه نمود. يا اين كه از اردبيل، تجلي شيخ صفي كه هنر اصفهان، توسعه و تذهيب آن است، ميراث فرهنگ بشري گردد.
اين مثال به شاهد براي تجلي نفوذ ارزش انسان والا، در معماري و اثر آن در فرهنگ قومي و هنري، ارايه شد.
بهتر است، شناخت محدود در حيطه مسايل معماري، فتواي نقض ديگر موارد امكاني را ننمايد، بمانند تجلي قدرت در معماري ......
با نگرشي ديگر، معماري جايگاه ارايه صفتهاي موصوف انساني بوده، اعم از ثروت، قدرت، هنر، ظلم، عدالت ........... بوده، و در بعضي مواقع تداخل چند يا چندين صفت عنوان شده و تاريخ آن را به عنوان دوره هاي معماري ثبت نموده است، كه البته بررسي اجزا موضوعي آن، تقاضاي بضاعت هاي علمي خود را دارد. به خلاصه، از اين رو است، كه امروزه مراكز آموزشي معتبر جهاني در خصوص معماري فقط به يك رشته بسنده نمي نمايند، و از اين رو مي توان رديف موضوعهاي معماري را به صورت خلاصه بيان نمود. معماري هنر، معماري نور، معماري اقتصاد، معماري بازسازي، معماري فرهنگي، معماري بهداشتي، معماري اقليم، معماري داخلي، معماري زيست محيطي، معماري فضاهاي سبز، معماري محيطي، معماري ارگونومي ...............
امكان شناخت حجم اطلاعات نظري و علمي هر يك از اين عناوين بيان يك دوره آموزشي است، مفهوم اين است كه اطلاعات زير فصل موضوع چنان نافذ و گسترده در موضوع شده است، كه در حوصله يك رشته علمي نمي گنجد. لذا در فاصله زماني معين امكان انتقال تجربه و اطلاعات به ديگري را از دست مي دهد. از اين رو تقسيم بندي هاي كنوني ايجاد گرديد، تا هر نفر در دوره زماني معين توان فراگيري را داشته باشد.
ناگفته نماند قرابتهاي موضوعي در ساختار معماري جز مسايل آموزشي لاينفك است، مانند: آموزش سازه، تأسيسات ......... كه جز آموزشهاي اصلي است. يك معمار مفاهيم ايمني را در كميت و كيفيت مي سنجد يعني نه فقط به امنيت فيزيك ساختمان مي انديشد، بلكه به ايمني رفتار كه عدم آن تخريب فرهنگي با آن است، هم مي انديشد. زيرا هم چنان كه معلوم است ديوارها، راهروها، فضاهاي باز و بسته يك واحد يك مجموعه تلقين رفتار و عادت مي كند كه به تكرار نام ديگر آن سنت است.
حال اگر رعايت نحوه جايگزيني يا رديف نمودن اجزا معماري كه با سنتهاي اخلاقي و انساني همراه نباشد را بنماييم قطعا" عمل تخريب فرهنگي را به جاي آورده ايم.
رعايت مفاهيم سنت هم نوا در اجرا معماري شرط بوده تا تربيت تلقيني قومي، اعم از پيرو جوان رعايت شده باشد. ولي متأسفانه ناهمگوني آن چنان شده كه كمتر جواني است كه ياد ايامي را كه در منازل گذشته خود پيموده است، به ياد بياورد، زيرا كه از توان تطبيقي انسان در قالب سازه هاي اجباري سوء استفاده شده است. در نتيجه هيچ همنوايي بين تربيت مدرسه، خانه و فضا وجود ندارد، كه هيچ، بلكه مفاهيم اين عناوين عامل مخدوش نمودن يكديگر هم هستند. پس مي توان گفت كه بار مسيوليت فرهنگي و اعتلاي يك قوم، يك ملت، در نحوه كار طراحي معمار است.
اميد است كه اين حرفه با همنوايي با ديگر علوم ارزشمند، مسيوليت اعتلاي حرفه خود را كه همانان زير مجموعه مقام والاي انساني است را به انجام برساند.

با تشكر از آقای ناصر عراقي


fehrest page

الگوواره‎ های مطرح معماری

 الگوواره‎ های مطرح معماری از نگاه  چارلز جنکس

چارلز جنکس بر اساس ارزیابی خاص خود از آثار معماری جهان، پاردایم‎ها (Paradigm) یا الگوواره‎ های مطرح معماری (از ابتدا تا دوران معاصر) را در هفت پارادایم به شرح زیر طبقه‎ بندی می‎کند



1. الگوهای مکانیکی این پارادایم از دیدگاه‎های مذاهب مسیحی و یهودی سرچشمه گرفته و از اعتقادات یونانی‎ها در خصوص آفرینش جهان متأثر است. بر اساس این دیدگاه خداوند دنیا را بر پایه قوانین ثابت خلق کرده است که انسان‎ها نیز می‎توانند این قوانین را درک کنند. این دیدگاه به پارادایمی منتهی شد که کل کائنات را به شکل مکانیکی و با ساختارهای ماشین‎مانند در نظر می‎گرفت و هیچ جایی برای خلاقیت در آن باقی نمی‎گذاشت. این پاردایم مکانیکی تقلیل‎گرا و تقدیرگرا از سال 1600 تا 1950 بر عرصه هنر و معماری غرب مسلط بود.


2. معماری ارگانیک این معماری بر پایه اندیشه نزدیکی بین معماری و محیط زیست شکل گرفته است. این معماری نوعی فناوری الهام گرفته از طبیعت است که الگوهای طبیعی عیناً در آن تکرار می‎شود.


3. معماری مبتنی بر کامپیوتر در این پارادایم برای طراحی فضاهای شهری از کامپیوتر استفاده می‎شود. در این معماری هر شهر روند توسعه و گسترش خاص خود را دارا می‎باشد. این شیوه به نوعی معماری تمسخرآمیز منتهی شد که در طراحی‎های آن (مانند کارهای رم‎کولهاوس) اثرات دنیای مدرن به شکلی متناقض و شعرگونه و تا حدی ناهنجار به تصویر کشیده شده است، شعری خشن و ناهنجار که از تناقض‎ها بوجود آمده است.


4. معماری حباب‎گونه این پارادایم که بر نظریات آیزنمن استوار می‎باشد، در واقع تلفیقی است از طرح لایه‎های مختلف زمین. این شیوه به سطوح تاشونده متداخل متکی است که معماری قرون وسطایی را با نوعی تزیین که وجه عقلی و ذهنی دارد، به نمایش می‎گذارد.


5. معماری مبتنی بر اشکال زمین این معماری موجی‎شکل بر وام‎گیری تقریبی از شکل‎های طبیعی موجود بر سطح زمین استوار است. در این پارادایم نیز از تکرار المان‎های خاص استفاده می‎شود، اما این تکرار با تفاوت‎های جزیی همراه است. اضافه شدن عناصر جدید باعث گسترش و تغییر سازمان اولیه می‎گردد. در واقع سازمان اولیه با این تغییرات خود را سازمان‎دهی می‎کند و به این ترتیب در این تکرار در عین همانندی تمایز نیز وجود دارد و تکرار معنای واقعی خود را از دست می‎دهد. این پارادایم بر شعار بیشتر متفاوت است (More is Different) دلالت دارد. این الگوی معماری در کارهایی مثل بندر یوکوهاما کار دفتر معماری F.O.A (فرشید موسوی و آلخاندرو زائراپولو) به کار گرفته شده است. این بندر در واقع منظر مصنوعی (Artificial Landscape) ساخته شده از چوب و فلز می باشد.


6. معماری کیهان‎شناختی این پارادایم بر بحث سیارات، انرژی و کیهان‎شناسی استوار است. در تمام طول تاریخ، معماری از هستی وام گرفته است، بطوری که با شکل‎گیری ادراک‎های نو درباره هستی، معماری جدید نیز بوجود آمد. این معماری بر گسست تقارن تأکید دارد و دیگر از دیدگاه‎های قدیمی معماری استفاده نمی‎کند.


7. الگوواره دال معماگونه این پارادایم از نظریات برگرفته از معماری پست‎مدرن است. بر اساس این الگوواره، برخورد با یک اثر معماری نگاه کردن به یک مجسمه سوررئالیستی است که معانی رازآمیز مستقر در آن بر پایه دهنیت بیننده شکل می‎گیرد. این نوع معماری با درک نظم عمومی طبیعت و با استفاده از خطوط سطوح و فضاهای طبیعی شکل می‎گیرد. معانی این رویکرد از معماری به طبیعت و تداعی آن در ذهن ناظر وابسته است. الگوواره دال معماگونه این پرسش را مطرح می‎کند که در دنیای معاصر که سیاست، مذهب، اجتماع و فلسفه یکسانی وجود ندارد، آثار معماری را چگونه طراحی و اجرا کنیم؟ چارلز جنکس پس از تشریح هفت پارادایم فوق، این پرسش را مطرح می‎سازد آیا در ابتدای پیدایش یک الگوواره جدید قرار داریم یا اینکه هفت پارادایم یاد شده بخش‎های به هم پیوسته یک الگوواره جدید هستند؟

 با اجازه از زروان عزیز

مسابقه طراحی المان میدان های شهر قزوین

 مسابقه طراحی المان            

بهبود فضای شهری

    شهرداری قزوین در نظر دارد چهت بهبود فضای شهری طراحی المان برای چهار میدان از میادین موجود را

 در برنامه اجرایی سال 86 خود قرار دهد

لذا از کلیه علاقه مندان ، دانشجویان و متخصصان دعوت به عمل می آید که در این مسابقه شرکت نمایند.

جهت کسب اطلاعات بیشتر فایل زیر را دریافت نمایید.                                فایل بهبود فضای شهری

 

طرح ملی مبارزه با بد حجابی

 

طراحی صنعتی

طراحی صنعتی


طراحی صنعتی (Industrial Design) ، در واقع طراحی محصولاتی است که در ابعاد وسیع به تولید انبوه می رسند و تفاوت طراحی در آن با دیگر رشته های هنر در این است که علاوه بر استاتیک (Aesthetics) ، کارکرد (Function) و پیش بینی های تولید انبوه نیز در طراحی مورد نظر قرار می گیرند .
جنبه هایی که یک طراح صنعتی در کار طراحی خود به آنها می پردازد ، شامل فرم (shape) کلی محصول مورد طراحی ، محدودیت جزئیات آن در ارتباط با یکدیگر ، رنگ ، بافت ، صدا و جنبه های مربوط به ارگونومی (Ergonomics) محصول است . طراح صنعتی در مرحله ی بعد با در نظر گرفتن مسائلی چون ایمنی(Safety ) ، وندلیزم (Vandalism) ، جنبه های زیست محیطی و استاندارد ، در زمینه های روش تولید ، انتخاب متریال و روش ارائه ی محصول به بازار ، مثل بسته بندی ، بررسی های لازم را انجام داده و طرح خود را ارائه می دهند .
یک طراح صنعتی می تواند با روندی که ذکر شد در حالی که یک محصول را از لحاظ زیبایی ، کیفیت و کارکرد ارتقا می دهد ، هزینه های تولید را کاهش داده و محصول را هر چه جذاب تر در اختیار مصرف کننده قرار دهد .

بهینه سازی مصرف انرژی (قسمت سوم)

تيرفولادی "نيازيت سقف"

 

بلوک ليکا

بلوک ليکا با ضخامت 10 سانتی متر در قسمت پايين تيرفولادی روی لبه تسمه ها در فاصله داخلی تيرها (50 تا 70 سانتی متر) و عرض 20 تا 25 سانتی متر در طول تيراستفاده می شوند.  در قسمت زيرين اين بلوک عمليات نازک کاری انجام می شود.

 

انواع بلوک ليکا

بلوک های پلی استايرن

با پيشرفت سريع در علم پليمر و امکان جايگزينی مواد پليمری با مواد سنتی در زمينه های مختلف کاربردی استفاده از مواد پليمری با استقبال گسترده ای روبرو شده است.  از سال 1951 ميلادی که اولين تلاشها برای توليد پلی استايرن انبساطی، شروع گرديد، بهبودی های زيادی در فرآيند توليد اين محصول پليمری حاصل شده است و فوم استايرين از دو قسمت تشکيل شده است: 1- پليمر پلی استارين، 2- عامل انبساط.  مشخصات اين ماده در جدول (1) ارائه شده است.

جدول 1- مشخصات پلی استايرن

خاصيت ماده

مقدار

واحد

شماره استاندارد

چگالی

15/0

Kg/m3

DIN 53420

ضريب هدايت حرارتی

37/0

W.m.k

DIN 52162

مقاومت خمشی

60/0

N.mm2

DIN 53432

مقاومت گرمايی ويژه

1210

J/kg.k

DIN 4108

جذب آب

5/1-5/0

After 7 days

DIN 53434

 

پلی استارين در آب حل نمی شود و کپک، قارچ، جوندگان و حشرات بر آن اثر نمی گذارند.  در "نيازيت سقف" علاوه بر که در جهت عايق بندی از يک لايه بلوک پلی استارين استنفاده شده است: يک دو لايه بلوک ليکا نيز در زير بلوک های پلی استايرن قرار داده که اين لايه بلوک علاوه بر عايق بودن، محافظ خيلی مناسبی برای بلوک پلی استايرن در مقابل آتش سوزی می باشد.  بلوک استايرن در طول تير و در عرض حدود 45 تا 65 سانتی متر و ارتفاعی تابع عمق سقف و ضخامت لايه بلوک ليکا اجرا می گردد.  شايان ذکر است که اين بلوک نقش پرکننده و قالب بتن دال سقف نيازيت را بر عهده دارد و البته نقش های ديگر از جمله حرارت و صدا را نيز می توان به اين موارد اضافه نمود.

 

بلوک پلی استايرين

دال بتنی

بتن مصرفی روی بلوک ها بايد از انواع مرغوب باشد و مقاومت فشاری نمونه مکعبی 28 روزه آن حداقل 250 کيلوگرم بر سانتی متر مربع باشد.  طرح اختلاط اين بتن در جدول (2) ارائه شده است.

جدول 2- طرح اختلاط بتن مصرفی بر دال سقف

شن (با قطر دانه بندی 1 تا 3 سانتی متر)                           

8/0 متر مکعب

ماسه ريز                                                             

4/0 متر مکعب

سيمان                                                      

300 کيلوگرم بر متر مکعب

آب                                                              

120-150 ليتر

 

در صورتی که به جای ماسه ريز از ماسه درشت استفاده شود، مقدار مصرف شن 6/0 و ماسه 6/0 مترمکعب بتن خواهد بود.

ضخامت بتن دال فوقانی بايد حداقل 5 سانتی متر بوده و در اين لايه بتنی،  جهت جلوگيری از ترک خوردگی در اثر تغييرات درجه حرارت و انقباض و انبساط بتن از ميلگردهای حرارتی استفاده می شود.

 

تيرچه های مهار عرضی

در دهانه های بيش از 4 متر به ازای هر 2 متر يک تيرچه مهاری عرضی در جهت عمود بر تيرهای فولادی قرار داده می شود.  اين تيرچه به عرض 10 سانتی متر و عمق معادل با عمق تيرهای فولادی می باشد.

در داخل تيرچه عرضی 4 ميلگرد طولی نمره 10 يا 12 (دوعدد در بالا و دو عدد در پايين)  قرار داده می شود و توسط خاموت نموده 6 در جهت قائم مهای می گردد.

 

جزئيات تيرچه های عرضی

امتيازات در "نيازيت سقف":

انرژی

از آنجايی که بالاترين ميزان سهم انرژی در بين بخشهای مصرف کننده مربوط به بخش خانگی و تجاری با حدود 36 درصد از کل مصرف انرژی  می باشد (بر اساس ترازنامه انرژی سال 1378)و اين سهم در سالهای گذشته همچنان روبه افزايش بوده و از سوی ديگر با  مطالعه مصرف نهايی انرژی به تفکيک بخشهای مختلف، بيشترين سهم از مصرف نهايی انرژی در بخش خانگی و تجاری مربوط به فرآورده های نفتی و گاز طبيعی است، بهينه سازی مصرف سوخت دربخش ساختمان و مسکن بسيار منطقی و حياتی به نظر می رسد.

اگر چه در اذهان عمومی مهندسين، استفاده از روشهای مناسب طراحی و اجرا و استفاده از مصالح مناسب جايگاه خود را يافته، اما نتايج عملی ناچيز بوده است.  امروزه با در نظر گرفتن روشهای گوناگون طراحی و به کمک کامپيوتر می توان طرح های سازه ای مناسبی ارائه نمود؛ اما در بخش اجرا، کنترل مواد اوليه، استفاده از مصالح سبک و عايق، بهبود تکنولوژی توليد مصالح سبک و عايق و بهبود روشهای اجرايی کار چندانی صورت نگرفته است.

از جمله امتيازات مهم اين سقف، عايق بودن در برابر صدا و حرارت است.  با توجه به سطح عمده ای که سقف ها د ر ساختمان به خود اختصاص می دهند، عايق بودن آنها می تواند نقض عمده ای در جلوگيری از اتلاف انرژی (حرارتی- برودتی) باشد "نيازيت سقف" در جهت عايق بندی از يک لايه بلوک پلی استايرين استفاده شده است.  اين بلوک ها جايگزين مناسبی برای بلوک های سفالی و سيمانی قديمی برای استفاده در سقف های تيرچه بلوک می باشند.  از جمله مزايای اين بلوک می توان به موارد زير اشاره کرد:

·  سبکی (يک بلوک 5/3 کيلوگرمی جايگزين ده بلوک سفال به وزن کل 120 کيلوگرم می شود.

·    کاهش ميزان مصرف بتن

·    سهولت حمل توسط کارگران به دليل سبکی و عدم نياز به لوازم بالابرنده

·    بالا رفتن سرعت اجرا به دليل سادگی نصب

·    عدم بوجود آمدن ضايعات در حين حمل و نقل و نصب بلوک

اجرا

-  وزن "نيازيت سقف" نسبت به ساير سقف ها در حدود 50 درصد کمتر است و کاهش وزن مرده ساختمان تأثير به سزايِی در کوچک شدن مقاطع تيرها و ستونهای ساختمان و کاهش هزينه های طرح می تواند داشته باشد.

-  استفاده از اين سقف، سبک سازی ساختمان را در پی دارد و سبک سازی نيز کاهش خسارات ناشی از زلزله مؤثر خواهد بود.

-  تيرچه های نيازيت به دليل فلزی بودن شکننده نيستند و انبار کردن آنها بسيار آسان است و هيچ گونه ضايعاتی را ندارد.

-  حمل و نقل تيرچه های فلزی به دليل سبک بودن (نصف وزن تيرچه های بتنی) آسان می باشد.

-  بلوک های پلی استايرين در مقايسه با بلوک های سفالی و سيمانی از نظر وزنی سبکتر بوده و به دليل نرم بودن جنس اين گونه بلوک ها با اره قابل برش در ابعاد مختلف هستند و می توان حفره های لازم را در آنها ايجاد کرد.

-  کارگرانی که با اين سقف (تيرچه و بلوک های آن) کار می کنند به دليل خود ايستا بودن تيرچه ها و مقاوم و سبک بودن بلوک های ليکا و پلی استايرين،  احساس راحتی و امنيت بيشتری به ساير سقف های موجود دارند.

-  مدت زمان لازم جهت ساخت تيرچه های نيازيت در مقايسه با تيرچه های بتنی با توجه به اين که تيرچه های بتنی بايد به مدت 7 روز حوضچه های آب نگهداری شوند، کمتر می باشد.

-  وزن تيرچه های فلزی حدود 60 درصد نسبت به تيرچه های بتنی کمتر می باشد.

-  سرعت نصب سيستم سقف تيرچه و بلوک معمولی با حداقل 5 نفر پرسنل کارگری به طور متوسط در يک روز 40 متر مربع می باشد پس از يک هفته قابل استفاده می باشد، در حالی که مدت زمان اجرا برای سقف نيازيت بسيار کم بوده به طوری که در سقف نيازيت همين تعداد پرسنل و همين زمان در هر طبقه 150 متر مربع سقف را می توان پوشش داد و بتن ريزی نمود و امکان اجرای همزمان کل طبقات وجود دارد.

 

 

اجرای همزمان چند سقف يک ساختمان اسکلت فولادی

- در سقف نيازيت به دليل استفاده از پلی استايرين به عنوان قالب بندی، اشکالی که در خصوص سقف های ديگر از جذب آب شيره بتن توسط بلوک و در نتيجه پايين آمدن کيفيت بتن می باشد،  نيز مرتفع شده است.

 

نمای زيرين "نيازيت سقف"

- اين سقف، از نظر آهن آلات و بتن صرفه جويی حدود 25 درصد کل آهن آلات و بتن سازه را موجب می شود که درسطح کلان می تواند قدمی در راه خودکفايی مصرف آهن آلات در سطح کشور را شامل شود.

- با توجه به سبک بودن اجزاء و حمل و نقل و نصب ساده و عدم نياز به شمع بندی زمان اجرای ساختمان به حداقل می رسد.

 

معماری

به علت امکان استفاده از پوشش "نيازيت سقف" در دهانه های بالا، ستون های سازه  محدوديت معماری به وجود نمی آورد.  مضافاً اين که استفاده بهينه از فضای پارکينگ نيز امکان پذير خواهد بود.

 

تأسيسات

به علت امکان برش آسان بلوک پلی استايرين، انواع لوله کشی را می توان درضخامت سقف جای داد.

 

عايق کاری حرارتی کف ها

کف بايستی در مواردی که اختلاف دمای دو طرف کف زياد است مانند مکان هايی که کف در معرض هوای بيرون قرار دارند نظير کف روی پارکينگ، مقاومت کافی در برابر انتقال حرارت ايجاد کند و کف در ارتباط با زمين را بايد طوری ساخت که انتقال حرارت از ساختمان به زمين و از زمين ساختمان به حداقل کاهش پيدا کند.

هر ماده ای که به عنوان عايق حرارتی کف پای يکپارچه متکی به زمين مورد استفاده قرار می گيرد بايد بدون آنکه دچار فشردگی و تغيير شکل غيرمجازی شود از مقاومت و استحکام کافی جهت تحمل وزن کف و بارهای کف برخوردار باشند.  برای برآورده ساختن اين مشخصات بايد از عايق های تخته ای يا صفحه ای صلب استفاده کرد.  برخی از عايق های حرارتی نسبت به ديگران رطوبت را آسان تر جذب می کنند و برخی ديگر از عايق ها ممکن است تحت تأثير آلودگی های زمين قرار گيرند و در مواردی که عايق حرارتی در زير دال بتنی کف و عايق رطوبتی کف در بالای آن قرار می گيرد بايستی از عايق هايی با خصوصيت جذب رطوبت کم استفاده کرد.  موادی که معمولاً برای عايق بندی حرارتی کف مورد استفاده قرار می گيرند عبارتند از: صفحات پشم سنگ، پلی استايرين اسفنجی، شيشه اسفنجی و تخته های اسفنجی صلب پلی ارتان.

ارائه جزئيات دقيق تر به شرح زير می باشد.

برای عايق کاری کف ساختمان در صورتی که روی فضاهای باز از قبيل زيرزمين، پارکينگ  و مشابه آن باشد همان تکنيک عايق کاری سقف استفاده می گردد.

اندک اختلافی از قبيل امکان عدم نياز به عايق رطوبتی دريک طرف عايق به دليل عدم وقوع ميعان در عايق و يا تفاوت نوع کف سازی با کف سازی روی بام را می توان ذکر نمود.

برای کف های روی زمين که آيين نامه عايق بندی آن را الزامی می کند غالباً عايق حرارتی فقط در لبه پيرامون کف (سر اتصال ديوار و کف) لازم است و عرض عايق بستگی به الزامات آيين نامه دارد،  ليکن به طور کلی عايق کاری کف به سه روش امکان پذير است:

 

1- عايق کاری حرارتی کف از داخل

عايق حرارتی زير کف نهايی

در اين نوع عايق کاری، عايق روی کف سازه قرار می گيرد و کف نهايی آن اجرا می شود.  پشمهای معدنی با وزن حجم زياد( به صورت فشرده، تخته ای) پلی استايرين، پلی يورتان و قطعات ساخته شده از الياف چوب فشرده از جمله عايقهايی هستند که در اين روش استفاده می شود.

در صورت استفاده از پشم معدنی فاقد لايه بخاربند (کاغذ کرافت يا آلومينيوم) يا ديگر عايقهايی با ضريب جذب آب با نفوذ پذيری بخار آب زياد، لازم است در حالتی که کف سازی با بتن درجا اجرا می گردد، با استفاده از يک لايه محافظ، از نفوذ شيره بتن در عايق حرارتی جلوگيری شود.

يک لايه پلی تن يا پلی پروپلين با ضخامت حداقل 10 ميکرون برای اين منظور بسيار مناسب است.

2- عايق کاری حرارتی کف از خارج

الف- کف با عايق حرارتی خارجی قرار گرفته در کف قالب

در اين نوع عايق کاری حرارتی، در صورت کارگذاشتن عايق حرارتی در کف قالب، لازم است با استفاده از قطعات فلزی پلاستيکی، اتصال لايه عايق حرارتی به قسمت بتنی تقويت گردد.  صفحات ساخته شده از تراشه چوب و پلی استايرين از جمله عايقهای حرارتی هستند که در اين روش استفاده می شوند.

ب- کف با عايق حرارتی خارجی روی سقف کاذب

در اين روش، عايق حرارتی مشابه حالت مربوط به بام صاف اجرا می گردد.  فقط در اين حالت، بخاربند در سمت داخل جدار (بالای عايق) قرار می گيرد.

 

3- کف با قطعات عايق حرارتی

الف- کف تيرچه و بلوک های پلی استايرين

در اين روش به جای مواد عايق حرارتی بسيار رايج می توان از بلوکهای پلی استايرين استفاده نمود.  لازم به ذکر است در اين سيستم، تيرچه های بتنی بين بلوکها می تواند باعث ايجاد پل های حرارتی گردد و به همين علت در مناطقی که نياز به انرژی زياد دارند، اين مسئله بايد به نحوی رفع گردد.

توضيحاتی که طی چند برگ پيرامون چگونگی عايق کاری اجزا ساختمان آورده شد با هدف صرفه جويی مصرف انرژی در ساختمان سازی جمع آوری گرديده است.

نکته ای که قابل ذکر می باشد اين است که در اکثر اين عايق کاريها، يک نوع ماده عايق مد نظر می باشد که البته آنچه مد نظر اين مقاله است عايق پلی استايرين است که در زير به شرح خواص اين عايق می پردازيم.

پلی استايرين منبسط شده (ESP) که يک عايق حرارتی است قابل توجهی از نظر هدايت حرارتی، استحکام و چگالی عالی را  برخوردار است و می توان با روکشهای مختلف در ساختمان سازی به کار گرفته شود.

با عنايت به انجام آزمايشات گوناگون، ضريب هدايت حرارتی پلی استايرين منبسط شده، بسيار پايين بوده و در نتيجه مقاومت بسيار خوبی برای جلوگيری از انتقال حرارت داشته و از مناسب ترين مصالح عايق بندی می باشد.  از ديگر خواص پلی استايرين می توان به رنگ پذيری بسيار خوب، شفافيت، پايداری ابعاد، مقاومت کششی، مشخصات الکتريکی مناسب و همچنين فرم پذيری آن اشاره نمود.  آزمايشات انجام شده بر روی فوم پلی استايرين نشان می دهد که مقاومت فشاری آن 2 کيلوگرم بر متر مربع و مقاومت خمشی آن 5 کيلوگرم بر متر مربع را به خوبی تحمل می نمايد و خاصيت خود را از دست نمی دهد.

در زير برخی خواص پلی استايرين را برمی شمريم.

 

خواص فيزيکی

يک ويژگی مهم پلی استايرين، مقاومت مکانيکی آن در برابر بارگذاری کوتاه مدت و مداوم است.  بر طبق آزمايشات، تحت عمل بارگذاری، نمودار الاستيسيته ويژگی های مواد شکننده و سخت را نشان می دهد.

 

- مقايسه تأثير رطوبت در خواص برخی از عايقها در برابر حرارت:

با توجه به آزمايشات انجام شده، مشاهده می شود که با افزايش درصد رطوبت ابتدا افزايش ضريب هدايت حرارتی  را خواهيم داشت ولی دراندک زمانی نمودار آن کاملاً خط مستقيم شده و نسبت ضريب هدايت حرارتی تقسيم بر درصد رطوبت ثابت می ماند.

بر خلاف فوم های ديگر، پلی استايرين نم گير نيست و حتی زمانی که به داخل آب فرو برده می شود مقدار خيلی کمی آب جذب می کند.  چون ديواره سلولها ضد آب است.  آب فقط می تواند از ميان کانال های ريزبين سلولهای به هم جوش خورده نفوذ می کند.

 

- مقايسه ضخامت عايقهای مختلف بر اساس خواص حرارتی مشابه:

در ديوارهای آجری به منظور به دست آوردن خواص حرارتی بالا نياز به آن داريم که حداکثر ضخامت را بر ديوار در نظر بگيريم ولی در مورد پلی استايرين ضخامت 50 سانتی متر به عنوان عايق، در حد قابل توجهی خواص حرارتی و عايق حرارتی بودن را تأمين می کند.

 

عايق حرارتی از داخل زير کف نهايی

 

حالتی که نفوذ پذيری بخار آب لايه های خارجی جدار زياد است

 

کف با عايق حرارتی خارجی روی سقف کاذب

 

کف عايق حرارتی روی خاک

 

عايق کاری حرارتی درها

در به عنوان بخشی از ديوار يا تيغه بايد در برابر انتقال گرما عايق بندی مشابهی همچون ديوار يا تيغه مربوطه داشته باشد خصوصيت عايق بندی حرارتی درهای صاف را می توان با کارگذاشتن عايق حرارتی در داخل آنها بهبود بخشيد.

با نفوذ هوای سرد از شکاف های اطراف درهای خروجی به داخل و نشت هوای گرم به خارج اتلاف گرمايی قابل توجهی صورت می گيرد که نصب نوارهای هوابند در اطراف چهارچوب در مقدار اين اتلاف گرمايی تا حد زيادی کاهش می دهد.

درهای چوبی به طور کلی دارای مشخصات حرارتی قابل قبولی می باشند.  پی وی سی  (PVC) و ديگر مواد مصنوعی عايق نيز در ساخت درهای عايق مورد استفاده قرار می گيرند جهت بهبود مشخصات حرارتی در می توان با به حداقل رسانيدن پل های حرارتی ناشی از وجود شبکه های داخلی در و با تزريق پلی اورتان يا ديگر موارد عايق در ميان دو لايه خارجی در، مقاومت حرارتی در را به ميزان قابل توجهی افزايش داد.

 

در ميان پر با انواع عايق های حرارتی

 

عايق کاری پنجره ها

پنجره به عنوان جزيی از ديوار و بر خلاف آن به دو صورت، بر روی آسايش حرارتی داخلی ساختمان تأثير می گذارد.  اولاً از طريق هدايت گرمايی خود، ثانياً از راه خود گرمای تابشی خورشيد که موجب ايجاد گرمای خورشيدی می گردد.

در حال حاضر متداول ترين روش عايق کاری حرارتی پنجره ها با استفاده از شيشه کاری دوجداره با لايه هوا يا گاز خنثی می باشد.  اين امر نه تنها از نظر صرفه جويی در مصرف انرژی  حايز اهميت است بلکه با بالابردن دمای لايه داخلی جدار، از بروز ميعان سطحی روی جدار شفاف نيز جلوگيری می کنند.

از نظر اجرايی و اقتصادی، در اکثر موارد بهتر است بازشوهای ديگری در قسمت داخلی يا خارجی بازشوی موجود با درزبند مناسب نصب گردد.  در اطراف تمامی بخش های باز پنجره ها نوعی نوار هوابند بسيار مؤثر به کار می برند در صورت عدم وجود اين نوارها هوای سرد از طريق درزهای ضروری اطراف پنجره های بازشو نفوذ می کند.

 

پنجره با شيشه کاری دوجداره

سمت قرار گرفتن پنجره ها از نظر استفاده از روشنايی خورشيد بسيار حائز اهميت است.  اين راهکار در استفاده از گرمای خورشيد در زمستان نيز قابل توجه است به طوری که با به کارگيری سطح مناسب پنجره های جنوبی ساختمان در مناطق سردسير می تواند در مصرف سوخت صرفه جويی کرد.

استفاده از پنجره با شيشه های دو جداره و قاب استاندارد.  يکی از مهمترين عوامل تلفات انرژی حرارتی ساختمان ها عبور گرما از شيشه های تک جداره و نشست هوای گرم داخل خانه از طريق درزهای در و پنجره است.

وجود شيشه های تک جداره و درزبندی نامناسب در و پنجره ها علاوه بر بروز تلفات حرارتی ساختمان موجب ورود گرد و غبار و همچنين آلودگی صوتی می شود.  با استفاده از پنجره هايی با شيشه های دو جداره و قاب استاندارد درزبندی شده، می توان تا حد زيادی از تلفات انرژی گرمايی و ساير مشکلات ناشی از شيشه های تک جداره و قاب های غير استاندارد در و پنجره جلوگيری کرد.

 

سايبان

استفاده از سايبان در جلوی پنجره ها نيز موجب جلوگيری از ورود گرما در تابستان شده و با کاهش ميزان کار سيستم های تهويه، موجب صرفه جويی در مصرف انرژی می شود.  سايبانها به اشکال مختلف مورد استفاده قرار می گيرند که عبارتند از:

الف- سايبان های خارجی: در خارج از پنجره نصب شده و جلوی ورود آفتاب را تا 65٪ در و پنجره های جنوبی و 70٪ در و پنجره های شرقی می گيرند.  بهتر است رنگ آنها روشن باشد.(شکل الف)

ب- سايبان های کرکره ای: پره های قابل تنظيم داشته و می توان با استفاده از آنها ميزان ورود نور را تغيير داد.(شکل ب)

ج- شاتر: از جنس چوب يا فلز است، قابل حمل بوده و جلوی ورود نور و گرما را می گيرد.(شکل ج)

 

انواع سايه بان

رنگ ها و پوشش ها

خواص يک شيشه ار می توان توسط رنگ زدن يا استفاده از روکش ها و پوشش های گوناگون يا فيلم ها تغيير داد.

- رنگ های شيشه معمولاً حاصل رنگدانه هايی است که هنگام توليد به شيشه اضافه می شود.  بعضی رنگ ها نيز با چسباندن فيلم های رنگی به شيشه بعد از توليد به دست می آيند.

- رنگ ها معمولاً به منظور زيبايی انتخاب می شوند.  بعضی از رنگ ها نيز به کاهش دريافت و بهره نور خورشيد کمک می کنند.

- روکش هايی به شکل اکسيدهای فلزی را نيز می توان در حين توليد شيشه به کار برد.  بعضی از اين روکش ها تحت عنوان کم انتشار به کاهش گرمای تابشی بين صفحات شيشه از طريق مسدود کردن بعضی يا کليه طول موج های اشعه مادون قرمز کمک می کند.  اين روکش ها تا حد زيادی می توانند از ضريب انتقال حرارت بکاهند.  و اين نشان دهنده کارايی بالاتری نسبت به شيشه های معمولی دارند.  اين شيشه ها عبارتند از:

الف- شيشه های (LOW Emissivity) LOW-e: شيشه با پوششی از اکسيدهای فلزی پوشيده شده، که در آب و هوای گرم در جدار داخلی پنجره های دو جداره و در آب و هوای سرد در جدار خارجی مورد استفاده قرار می گيرد.

ب- شيشه های Spectrally Selective: اين شيشه ها از عبور 70٪-40٪ انرژی گرمايی  جلوگيری کرده، در حالی که به انرژی نورانی اجازه عبور می دهد.

ج- شيشه های انعکاسی: با پوششی از ماده منعکس کننده، پوشانده شده و از عبور انرژی گرمايی خورشيد جلوگيری به عمل می آورد.

د- پنجره های پليمری: از جنس پلی استر،   پلی وينيل فلورايد و پلی اتيلنن بوده و کاربرد آنها آسانتر از شيشه است.

- در تعيين رنگ ها و روکش ها بايد دقت شود زيرا کاربرد آنها می تواند تأثير به سزايی در اتلاف و دريافت حرارت پنجره داشته باشد.  انتخاب نابه جا و غلط می تواند منتج به عملکردی کاملاً نامطلوب و مخالف گردد.

- از نقطه نظر عملکردی، تعيين ضريب انتقال حرارتت پنجره، ضريب بهره دهی انرژی گرمايی خورشيدی و عبور قابل رودئيت شيشه کافی است و نيازی به تعيين رنگ ها و روکش ها نيست.

- درزها و شکافهای اطراف پنجره ها، بايد با استفاده از خميرهای سيليکون و لاتکس يا نوارهای پلاستيکی مخصوص گرفته شود.  قابل توجه اين که باعث 10٪ صرفه جويی در مصرف انرژی می شود.

 

بهینه سازی مصرف انرژی (قسمت دوم)

 

عايق کاری

 

يکی از مهم ترين مواردی که موجب اتلاف انرژی در ساختمان می شود، عايق کاری نامناسب است.   از آنجا که بخش عمده ای از انرژی از طريق اجزای حايل بين داخل و خارج ساختمان هدر می رود، با به کارگيری يک سيستم عايق کاری، به صورت ترکيبی از مواد و تکنيک های ساختمانی مناسب که موجب افزايش کارآيی حرارتی می شوند، می تواند مصرف انرژی را تا 30٪  کاهش داد.  در شکل نقاطی از ساختمان که احتياج به عايق کاری دارند، نشان داده شده است.

 

نقاطی از ساختمان که احتياج به عايق کاری دارند.

1- سقف

2- ديوارهای خارجی

3- کف

4- اتصالات

5- پنجره ها

 

عايق کاری ديوار

ديوار به عنوان يکی از اجزای اصلی پوسته ساختمان يا باربر است يا غيرباربر و در هر دو  صورت، عملکرد ساختمان در برابر عوامل محيطی از قبيل تبادل حرارت، نفوذ رطوبت،  انتقال صدا و آسيب پذيری را عهده دار است.  متداول ترين ديوارها در ايران ديوارهای آجری، بلوک  سيمانی، بلوک سفالی و درموارد معدودی بتنی هستند.

برای عايق کاری اين ديوارها اعم از باربر و غيرباربر دو روش کلی امکان پذير است.  يکی اين که با دو جداره نمودن ديوار، لايه حرارتی در ميان آن قرار گيرد  و ديگر اين که لايه عايق دريکی از دو طرف ديوار، داخل يا خارج آن قرار گرفته باشد و روی آن با مصالح مناسب نازک کاری گردد.

 

ديوارهای دو جداره

درديوارهای دو جداره، دو جدار که يا فضای بين آنها خالی است و يا به وسيله عايق پرشده و از يکديگر جدا شده اند، با بست های فولادی مقاوم به يکديگر متصل می گردند.  جدار خارجی اين ديوار غالباً با آجر (ساده،مجوف، نما يا معمولی) و ديوار داخلی با آجر يا بلوک سيمانی و سفالی ساخته می شوند.  فاصله بين دو ديوار که می تواند محل نصب عايق حرارتی باشد حداکثر 11 سانتيمتر است.  اين ديوارها در صورت پيش بينی ضوابط طراحی می توانند باربر يا غير باربر باشند.

برای دستيابی به عملکرد مناسب ايستايی، حرارتی، رطوبتی و صوتی ديواره های دوجداره موارد زير بايستی مورد توجه قرار گيرد.

اتصالات- دوجداره ديوار بايستی با بستهای مقاوم فولادی ضد زنگ به يکديگر متصل گردند.  اين بستها بايستی دارای ضخامت حداقل 5 ميليمتر بوده و به صورت افقی بين دو ديوار و در ملات قرار گيرند.  به ازاء هر 4/0 مترمربع از سطح ديوار يک بست لازم است.  حداکثر خواص افقی و قائم بين بستها 60 سانتيمتر بوده و لازم است در هر رديف نسبت به رديف پايين به صورت يک در ميان قرار گيرد.

تخليه آب – در مناطقی که به علت شدت و دوام بارندگی و وجود بادهای شديد، نفوذ آب به داخل فضای خالی ديوار محتمل باشد در پايين ديوارها و در بالا و پايين بازشوها (پنجره و در) و در محل عبور تيرها از ديوار بايد از صفحه تخليه آب استفاده شود.  به طور کلی در مناطقی که متوسط بارندگی  سالانه بيشتر از 500 ميليمتر باشد وجود صفحه تخليه آب ضروری است.  کار اين صفحه جمع آوری آب نفوذی و رطوبت تقطير شده داخل فضای توخالی ديوار و انتقال آن به خارج است.

بر روی اين صفحه ها سوراخهای آبرو را با قالبهای دائمی نظير لوله های پلاستيکی و يا با قالبکاری موقت نظير استفاده از ميله روغنی در داخل ملات تعبيه می نمايند.

علاوه بر آنچه گفته شد، سوراخهای آبرو را با حذف ملات قائم بين ديواره های آجری در رديف پايين ايجاد می کنند.

يک اصل اساسی در ساخت ديواره های دو جداره، تميز نگهداشتن فضای خالی بين دوجداره و محل عايق است.  چنانچه تکه هايی از ملات به داخل فضای خالی ريخته شود باعث گرفتگی سوراخ آبرو و يا ايجاد نقصان در عملکرد عايق حرارتی می گردد.  لذا معمولاً  از يک تخته چوبی با عرض کمی کمتر از فاصله بين دو ديوار استفاده می شود.

 

عايق در طرف خارج ديوار

در اين ديوارها عايق حرارتی در طرف خارج ديوار نصب شده و بر روی آن نازک کاری طبق مشخصات اعم از پلاستر سيمان، نمای سنگ،  ورقهای ايرانيت و پلنهای پيش ساخته مناسب انجام می شود.  نکات کلی قابل توجه در اين روش عايقکاری اين است که، اولاً بايستی اتصال مقاوم و مناسب بين لايه بيرون روی عايق و ديوار به وجود آيد تا از فرو ريختن و تخريب لايه خارجی در مقابل ضربه و بر اثر گذشت زمان و تغيير شرايط محيطی                    جلوگيری شود.  ثانياً با توجه به نفوذپذير بودن لايه محافظ عايق در ميان رطوبت بايستی با روشهای ممکن، از نفوذ رطوبت به داخل عايق جلوگيری به عمل آيد.  نظر به اين که لايه خارجی در اين دو نوع ديوارها صرفاً جنبه حفاظتی عايق را دارد، بايستی از اتصال صلب آن با سقف و در نتيجه انتقال بارهای عمودی به آن جلوگيری شود.

 

ديوار با پلاستر سيمان روی عايق

در اين نوع عايق کاری لازم است عايق حرارتی از نوع صلب بوده و نصب عايق رطوبتی روی آن پيش بينی  شده باشد.  ورقهای يونوليت، پشم سنگ يا پشم شيشه فشرده عايقهای مناسبی هستند.  ورقهای فشرده پشم سنگ يا پشم شيشه بايستی به نوعی عايق بندی رطوبتی شوند تا از نفوذ آب پلاستر سيمان و نفوذ آب باران از طريق پلاستر سيمان به داخل عايق جلوگيری شود.

نفوذناپذيرشدن عايق حرارتی به يکی از چهار روش زير امکان پذيراست:

-  قيراندودکردن سطح روی عايق حرارتی قبل و يا بعد از نصب آن روی ديوار

-  نصب ورق (فويل) آلومينيوم با کاغذ کرافت بر روی سطح عايق حرارتی

-         کشيدن ورق نايلون بر روی سطح عايق پس از نصب آن روی ديوار

-         کشيدن يا پاشيدن لايه رزين مخصوص ضدنفوذ آب روی سطح عايق حرارتی

در صورتی که از عايقهای حرارتی نفوذناپذير (مانند يونوليت) استفاده گردد، پيش بينی فوق غيؤ ضروری است.  پس از نصب عايق حرارتی روی ديواره شبکه فلزی از ميلگرد به قطر 5 ميليمتر و در ابعاد 20×20 سانتيمتر و يا رابيتس فلزی روی عايق قرار گرفته و توسط بستهای فولادی ضد زنگ که در فواصل حداکثر 60 سانتيمتر در دو جهت افقی و عمودی از قبل در ديوار تعبيه شده است محکم می گردد و ملات سيمان به ضخامت حداقل 4 سانتيمتر روی عايق پاشيده می شود.  اين لايه بايد در فواصل هر 120 سانتيمتر در جهت های عمودی و افقی با عرضی به اندازه ضخامت عايق و حداقل 5 سانتيمتر با ديوار درگيری مستقيم داشته باشد.

 

نصب عايق بر روی ديوار از داخل

برای نصب عايق حرارتی بر روی ديوار از داخل، لازم است شبکه های فرعی از نوع چوب يا فلز با فواصل 60 يا 120 سانتيمتر به صورت قائم و افقی ايجاد شود تا عايق در بين اين شبکه قرار گيرد.  شبکه را می توان توسط پيچ يا رول پلاک به ديوار محکم نمود.  سپس با نصب توری گالوانيزه يا رابيتس روی شبکه فرعی نازک کاری مطابق مشخصات انجام شود.  در صورتی که از عايق غيرصلب استفاده گردد، لازم است بن نازک کاری و لايه عايق فاصله های از هوا بوده و روی عايق حتماً عايق رطوبتی قرار گيرد.  برای عايقهای الياف معدنی از نوع صلب نيز عايق رطوبتی لازم است تا از نفوذ هوای رطوبت و ميعان رطوبت در هوا پشت عايق جلوگيری شود.

 

جزييات عايق کاری حرارتی ديوارها در حالات و شرايط مختلف

ديوار با عايق حرارتی داخلی

ديوار با عايق حرارتی خارجی

ديوار از بلوک های بتن سبک

ديوار ساندويچ پانل صنعتی

ديوار دولايه از مصالح بنايی

جزييات ديوار دولايه از مصالح بنايی يا بتنی با يک لايه عايق حرارتی

 

عايق کاری حرارتی بام ها

بام مسطح يا تخت مقاومت ضعيفی در برابر انتقال حرارت از خودشان نشان می دهد.  بيشتر مصالحی که در ساخت بام ها مورد استفاده قرار می گيرند عايق های حرارتی ضعيفی محسوب می شوند.  عملی ترين مکان برای نصب عايق حرارتی بام تخت در سطح فوقانی سقف بام در زير يا بالای پوشش آن است.  مکان عايق بندی به نوع سازه مسطح، ماهيت مواد عايق بندی، راحت ترين مکان نصب و مصالح پوشش بام بستگی دارد.

مناسب ترين و اقتصادی ترين مکان نصب عايق بندی حرارتی در بام شيب دار در ميان يا بالای تيرچه های سقف است.  با قرار دادن عايق بندی در سطح تيرچه های سقف، بام بالا به يک بام سرد تبديل می شود.  مواد عايقی که بيشتر در اين موقعيت مورد استفاده قرار می گيرند عبارتند از: حصيرهای پشم معدنی يا توپ های الياف شيشه يا پشم سنگ که در ميان يا روی تيرچه ها قرار می گيرند يا مواد عايق فله ای که در فاصله ميانی تيرچه ها در بالای روی سقف ريخته می شوند که نوع مصرف مواد ذکر شده بستگی به نوع عايق کاری دارد.  انواع عايق کاری بام به شرح زير است.

 

عايق کاری سقف

برای عايق بندی حرارتی سقف دو روش امکان پذير است.  يکی آن که عايق روی سقف قرار داده شود و کف سازی مناسب بر روی عايق انجام گيرد و ديگر آن که عايق حرارتی از طرف داخل به زيرسقف چسبيده شود.  برای روش اول، عايق حرارتی حتماً بايستی ازنوع صلب بوده و قابليت تحمل بار فشاری 500 کيلوگرم بر مترمربع را بدون متراکم شدن داشته باشد.  دراين روش پس از فراهم نمودن بستر مناسبی از پوکه، عايق رطوبتی را گسترده و روی آن پوکه به ضخامت لازم جهت شيب بندی ريخته می شود.  روی پوکه بستر عايق رطوبتی از ملات ماسه و سيمان و کفسازی اجرا می گردد.  در اين روش هيچگونه اتصال خاص بين عايق و سقف ضروری  نبوده و فقط بستر نسبتاً همواری ضروری است.  در سقفهای تيرچه بلوک پس از بتن ريزی، بستر نسبتاً همواری برای عايق ايجاد می گردد.

در اين روش هيچگونه اتصال خاصی بين عايق و سقف الزامی نبوده و فقط بستر نسبتاً هموار ضروری می باشد.  در سقفهای تيرچه بلوک پس از بتن ريزی، بستر نسبتاً همواری برای عايق ايجاد می گردد و لذا می توان از لايه پوکه زيرعايق صرفنظر کرد.

روش ديگر برای عايق بندی، گذاشتن لايه عايق حرارتی بر روی عايق رطوبتی است.  در اين روش که بيشتر برای عايق بندی ساختمانهای موجود پيشنهاد می گردد، عايق حرارتی بايستی از نوع صلب و حتماً از نوع غيرقابل نفوذ درمقابل رطوبت باشد.

نکته قابل توجه اين است که بايستی در زير بستر عايق حرارتی به وسيله يک لايه 1 تا 2 سانتی متر از شن پراکنده و جريان آب باران را تسهيل نمود.

در صورتی که لازم باشد عايق حرارتی در زيرسقف قرار گيرد اين عمل به وسيله شبکه بندی فرعی از نوع چوب يا فلز امکان پذير است.  عايق در بين شبکه قرار گرفته و به سقف چسبانده می شود.

نکته حائز اهميت اين است که در اين نوع عايق کاری حتماً لايه عايق رطوبتی از نوع مناسب در رويه داخلی عايق جهت جلوگيری از نفوذ رطوبت هوای فضای داخل ساختمان به داخل عايق و ميعان رطوبت لازم است.  خصوصاً درمواقعی از نوع الياف معدنی است، لايه عايق رطوبتی ضروری و در صورتی که عايق از نوع غيرقابل نفوذ دربرابر رطوبت باشد، و يا از رنگهای با مقاومت رطوبتی زياد بر روی نازک کاری استفاده شود، می توان از لايه عايق رطوبتی صرفنظر کرد.

اجرای صحيح سقف کاذب در ساختمان ها می تواند به ميزان قابل توجهی مصرف سوخت را کاهش دهد سقف کاذب با حذف بخشی از فضای مورد سرمايش و گرمايش ميزان مصرف انرژی را که برای اين منظور به کار می رود کاهش می دهد.  سقف کاذب در طبقات فوقانی می تواند از انتقال حرارت بين فضای داخل خارج ساختمان بکاهد.

استفاده از عايق های حرارتی در سقفهای کاذب و اجرای صحيح و بدون درز اين گونه سقف ها تبادل حرارتی را کاهش می دهد.

 

عايق کاری حرارتی سقف شيبدار

چنانکه می دانيم در سقفهای شيبدار (برخلاف بامهای تخت) لزومی به عايق کاری رطوبتی  نيست و آب بندی بودن سقف (با همپوشانی کافی قطعات پوشش نهايِ سقف) برای حفظ کارآيی عايق کاری حرارتی کافی است.

چنانچه ساختمان در منطقه گرم و مرطوب قرار داشته باشد، در اکثر مواقع سال، فشار بخار آب در خارج ساختمان بيشتر از داخل می باشد و لازم است در صورت استفاده از پشم معدنی (و يا عايقهای مشابه با ضريب نفوذپذيری زياد در مقابل بخار آب) در دو طرف عايق حرارتی لايه بخاربند پيش بينی شود.  در ساير اقليم ها، بخاربند فقط در طرف داخل سقف مورد نياز است.  در صورتی که پوشش نهايی سقف با ورقهای فلزی اجرا شود، ميعان و يخ بندان می تواند باعث ايجاد خرابی درزير ورق شود.  در نتيجه، در زمان طراحی، مسائل مربوط به انبساط و انقباض حرارتی پوشش سقف و راه کارهايی برای دفع آبهای ناشی از ميعان در زيرپوشش فلزی بايد به دقت مطالعه گردد.

يکی از راه های مؤثر برای افزايش عملکرد کارآيی اين پوشش ها، ايجاد يک لايه هوای قابل تهويه به صورت طبيعی در زيرپوشش فلزی است.

برای عايق کاری سقفهای شيبدار چنانچه عايق حرارتی را در زير يا بين اجزای سازه سقف قرار دهيم بايد ارتفاع تيرها و ديگر اجزا سازه را در حدی محاسبه کنيم که تهويه بين عايق و پوشش نهايی سقف به خوبی انجام گيرد.

در بعضی موارد، عايق حرارتی، لايه بخاربند و نازک کاری داخلی در زيرتير اجرا می شوند.  گاهی اوقات نيز عايق حرارتی را به صورت بلوک و بين تيرچه های سازه سقف قرار می دهيم در اين حالت بعد از اتمام عمليات مربوط به پوشش داخلی سقف، عايق حرارتی بر روی آن کار گذاشته می شود.  در اجرای اين نوع عايق کاری، می توان از عايقهای تخت و يا توپی (رول) استفاده کرد.

يکی از نقاط ضعف اصلی اين روش، منقطع بودن عايق حرارتی است که باعث می شود پل های حرارتی متعددی در سقف وجود داشته باشد.

سقفهای شيبدار را با ساندويچ پانلهای پيش ساخته نيز می توان ساخت.  در اين حالت ساندويچ پانلهای با دو رويه فلزی (گالوانيزه يا آلومينيوم) با عايق پلی استايرن بين دو لايه مزبور، از جمله سيستمهای متداول هستند که در پروژه های بزرگ صنعتی و غيرصنعتی کاربرد فراوان دارند.

 

جزييات عايق کاری حرارتی بامها در حالات و شرايط مختلف

بام با عايق حرارتی با ضريب جذب آب بام

بام با عايق حرارتی خارجی روی عايق رطوبتی

بام تخت با عايق حرارتی خاری زير عايق رطوبتی

بام تخت با عايق داخلی روی سقف کاذب

مقطع نمونه سقف شيبدار با قطعات عايق حرارتی در زيرسازه سقف

مقطع نمونه سقف شيبدار با قطعات عايق حرارتی در بين تيرچه های سازه سقف

مقطع نمونه سقف شيبدار با عايق حرارتی روی سقف کاذب شيبدار

مقطع نمونه سقف شيبدار با عايق حرارتی روی سقف کاذب تخت

مقطع نمونه سقف شيبدار با تيرچه و بلوک های پلی استايرن

مقطع نمونه سقف شيبدار با ساندويچ پانل های پيش ساخته صنعتی

 

يک نمونه از مصالح جديد

معرفی سيستم جديد "نياز سقف"

متناظر با سيستم تيرچه و بلوک معمولی، در اين سيستم به جای تيرچه های بتنی از تيرهای فولادی با جان خالي و به عبارت ديگر تيرچه خرپايی با عدم بتن ريزی در تيرچه استفاده می شود و به جای بلوکهای سفالی يا بتنی از بلوک های پلی استايرين غيرقابل اشتعال درطولیبرابر تيرهای فولادی مصرف می شود.  روی بلوکهای پلی استايرن مش فولادی و بتن به ضخامت 5 سانتی متر اندود می شود.  اين سقف موجب کاهش جرم سقف نسبت به سقف معمولی تيرچه و بلوک تا حدود 50 درصد گرديده و با توجه به اهميت کاهش وزن ساختمانها، اين سيستم در کم کردن وزن و افزايش سرعت اجرا و صرفه جويی کلان در وزن آهن آلات و احجام بتن سيستم خوبی جهت به کارگيری در انواع سازه ها می باشد.  از جمله امتيازات ديگر سقف مواردی همچون: عايق صدا و حرارت، سرعت و سهولت در نصب، حمل و نقل راحت، عدم نياز به شمع بندی، اجرای راحت لوله کشی در ضخامت سقف و مقاومت خوب در برابر بارهای جانبی از جمله زلزله است.

 

اجزاء متشکله "نيازيت سقف"

تيرهای فولادی

تيرهای فولادی با جان خالی عضو اصلی باربر دراين سيستم می باشند.  در ساخت اين تيرها ميلگردهای آجدار يا صاف با نمره های متنوع، تسمه های فولادی و سپری استفاده می شود.  مشخصات اين تيرها طبق طراحی مورد نظر صورت پذيرفته و در نقشه های اجرا می گردد.  نمای کلی تيرها در شکل زيرارائه شده است.

 

بهینه سازی مصرف انرژی (قسمت اول)

 

بهينه سازی مصرف انرژی در ساختمان

 

شفق متولی 

 

چکيده

مسأله انرژی در کشور ما سالها مورد توجه در خور نبوده ولیدر سالهای اخير به دلايل

 

گوناگون لزوم محاسبه ميزان مصرف انرژی به عنوان يک ضرورت قطعی و چاره ناپذير،

 

پديدار گشته است.  سرعت رشد مصرف داخلی انرژی به حدی است که با روند موجود

 

توسعه منابع نفتی شايد با گذشت چند سال و اندی ديگر قادر به صادرات نفت هم نباشيم.

 

بخش ساختمان بيش از 31 انرژی مصرفی کشور را به خود اختصاص داده که به نظر می

 

رسد ارزش آن به قيمت جهانی ساليانه بالغ بر 6 ميليارد دلار می گردد.  در صورتی که می

 

توان با اجرای سيستم و روشهای نوين در ساختمانها، اين هزينه را به شکل قابل توجهی

 

کاهش داد و هزينه ای را که برای پياده کردن اين سيستم اجرا می شود، را در مدت زمانی

 

نه چندان دور از راه ذخيره انرژی به دست آورد.  اما پيش از اجرای هر سيستم  و روشی

 

نخستين گام در راستای تحقق اين هدف آموزش فرهنگ صرفه جويی می باشد.  در

 

صورتی که فرهنگ صرفه جويی عمومی نگردد و تک به تک افراد خود را موظف به

 

رعايت اين اصل نکنند، اجرای هر گونه روشی در راستای صرفه جويی و بهينه سازی

 

مصرف انرژی بيهوده خواهد بود.

 

با فرض اينکه اين اصل مدنظر قرار گرفته در اين پژوهش پس از بررسی اجمالی روشهای

 

مختلف در راستای بهينه سازی مصرف انرژی به معرفی يک پروژه اجرا شده درداخل

 

کشور می پردازيم.

 

مقدمه

 

پايه های هر بنا و سرپناهی، جدا از نما و منظره، اگر بر دانش و فن استوار باشد ديگر

 

تفاوت نمی کند که بنا، خانه ای باشد ساخته از برف د ر قطب يا کلبه ای از خيزران در

 

منطقه حاره يا آسمان خراشی با سازه ای از فولاد در دل شهرهای صنعتی چرا که به لحاظ

 

فيزيکی همه تابع قوانينی هستند مبتنی بر علم و نيز همه از اين بابت همانند.  طراح يا

 

مهندس کارآزموده از همان آغاز به درستی می داند که در ساختن بنا از چه مصالح و

 

عناصری بهره گيرد تا افزون بر آسايش سکنه و بام نيز همساز با محيط باشد و مقاوم در

 

برابر ناسازگاری طبيعت.  قابل توجه اينکه اين همه آن علوم و فنونی نيست که نسل به

 

نسل گشته تا به امروز در اختيار ما قرار گيرد بلکه چه بسيار خوان ها گذرانده تا مأمن

 

انسان امروزی علاوه به برآوردن نيازهای حياتی بشر، متناسب و همخوانی با شرايط

 

موجود را نيز داشته باشد که از اين رهگذر اين مقاله، به بهينه سازی مصرف انرژی می

 

پردازد.

 

به کارگيری صحيح مصرف انرژی در خانه

 

امروز 30٪ از مصرف انرژی در کشور در مصارف خانگی صرف می شود و با توجه به

 

رشد تعداد خانوار و افزايش امکانات رفاهی، در آينده نزديک شاهد افزايش روزافزون

 

مصرف انرژی در اين بخش خواهيم بود.  موارد عمده مصرف انرژی در خانه شامل

 

گرمايش و سرمايش، پخت و پز، روشنايی،  وسايل ارتباطی  و لوازم خانگی بوده که به

 

دليل استفاده از وسايلی با تکنولوژی قديمی، بزرگ بودن سطح زيربنا، رعايت نکردن

 

صرفه جويی در مصرف انرژی در طراحی ساختمان ها و بی توجهی به استانداردهای

 

مصرف انرژی لوازم خانگی، بازده انرژی دراين بخش بسيار پايين بوده و لازم است که از

 

روش های مناسب برای جلوگيری از اتلاف انرژی استفاده کرد.  اين روش ها شامل انتخاب

 

عايق کاری مناسب، انتخاب سيستم های گرم کننده، سردکننده و تهويه مناسب با توجه به

 

شرايط محيط، استفاده از پوشش های گياهی، انتخاب طراحی مناسب برای پنجره ها،

 

افزايش کارآيی سيستم های روشنايی و کاهش مقد ار انرژی مصرفی لوازم خانگی، با

 

انتخاب صحيح آنها است.

 

محاسبات تلفات حرارتی ساختمان

 

به منظور تثبيت دمای دلخواه و مناسب در داخل ساختمان بايد ابتدا از ميزان تلفات حرارتی

 

محل اطلاع حاصل کرد تا بر مبنای آن، ظرفيت وسايل حرارتی مورد نياز برآورد کرد، لذا

 

محاسبه دقيق و صحيح تلفات حرارتی ساختمان دربهبود کيفيت سيستم حرارت مرکزی نقش

 

اساسی و تعيين کننده ای خواهد داشت.  در فصل زمستان حرارت داخل ساختمان از راه

 

های مختلف تلف می شود که عبارتند از:

 

تلفات انرژی از جداره های ساختمان شامل ديوار، سقف، کف، در و پنجره.

 

تلفات حرارتی در نتيجه ورود هوای سرد خارج ساختمان.  اين تلفات حرارتی ممکن است

 

از طريق تهويه هوای ساختمان و يا نفوذ هوای خارج به طور طبيعی از درزهای در و

 

پنجره و غيره پيش بيايد.  گاهی نيز ممکن است تلفات حرارتی منفی يا به عبارت ديگر

 

اکتساب حرارت داشته باشيم که اين در اثر حرارت دستگاه ها يا لوازمی است که در داخل

 

ساختمان مورد استفاده قرار می گيرند.  اگر مقدار حرارت مکتسبه قابل توجه باشد بايد

 

محاسبات منظور گردد.

 

نفوذ هوا به داخل ساختمان همواره يکی از طرق مهم دفع حرارت (در زمستان) و                   

جذب حرارت (در تابستان) می باشد که طبيعی هوا عموماً تحت تأثير يکی از عوامل زير

 

صورت می گيرد.

 

سرعت باد: سرعت باد باعث ايجاد فشار در سمت مشرف به باد و همچنين خلاء ملايمی در

 

سمت داخل ساختمان سبب نفوذ هوای خارج از درز درها، پنجره ها و غيره به داخل می

 

گردد.

 

خاصيت دودکشی: اختلاف دمای فضاهای داخل و خارج ساختمان و در نتيجه اختلاف

 

چگالی داخل و خارج باد صعودی هوای گرم از طريق پله ها و آسانسورها و ساير

 

قسمتهايی که می توانند حالت دودکش داشته باشند شده، نفوذ هوای خارج را به داخل

 

ساختمان موجب می شود.  در زمستان نفوذ هوا از پايين ساختمان و رانش هوا از بالای

 

ساختمان و در تابستان برعکس خواهد بود.  مقدار هوای نفوذی بستگی دارد به ميزان

 

کيپ بودن درها و پنجره ها، ارتفاع ساختمان به کيفيت روکار ساختمان، جهت و سرعت

 

وزش باد و يا مقدار هوايی که برای تهويه يا تعويض در نظر گرفته می شود.  تهويه هوا

 

به منظور تَأمين اکسيژن مصرف شده توسط ساکنين و يا خروج دود و گرد و غبار ناشی از

 

بعضی وسايل در مکانهايی مثل کارخانجات، امری ضروری است.  اين مهم ممکن است به

 

طور طبيعی با باز کردن درها و پنجره ها و يا به صورت اجباری توسط بادزدن صورت

 

گيرد.  با ورودی هوای خارج از مقداری از حرارت داخل ساختمان به صورت گرمای نهان

 

در اثر اختلاف رطوبت نسبی داخل و خارج و مقداری نيز به صورت گرمای محسوسی

 

ناشی از اختلاف دمای خشک داخل و خارج، تلف می گردد.  درمحاسبات حرارت مرکزی،

 

در صورتی که رطوبت زنی صورت نگيرد تنها بار گرمايی محسوس هوای نفوذی منظور

 

می گردد.

                                                                                                                                             ادمه دارد.